فوتوبلاگ مصطفی امینی
خوب عکس بگیر چون تو در هر لحظه یکبار هستی - شاید یک تجربه
 
یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸ :: ۳:٢۸ ‎ب.ظ :: نويسنده : مصطفی امینی

 

 

مَحکوم به انجام

همه چیز مهیاست...

من هستم

آب برای غرق شدن هست...

دیوار برای در نرفتن هست...

نمی دانم وقتی نیستم دلی دلتنگم می شود یا نه

نمی دانم وقتی می روم لبخندی بدرقه ام می کند یا نه

نمی دانم وقتی آمدنم دور شود، چشمی چشم انتظارم می ماند یا نه
هیچ نمی دانم تنها می دانم باید بروم

چون همه چیز مهیاست...

تکه تکه ی این عکس جایی برای در نرفتن است...


قبلی > فیش آی

 



موضوع مطلب : مفهومی / اشیا / طبیعت

دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸ :: ۳:۱۸ ‎ب.ظ :: نويسنده : مصطفی امینی

من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت



 



موضوع مطلب : ریشه در خاک / مفهومی

شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸ :: ۱:۳٤ ‎ق.ظ :: نويسنده : مصطفی امینی

هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من _باری_ همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد

جستن
یافتن
و آن گاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن_

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

 

تَقارنِ نا متعادل < بعدی

قبلی > تاسیسات به یادگار مانده دارخوین

 



موضوع مطلب : قبرستان / مرگ / مفهومی / انسان

یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ :: ٢:٠٠ ‎ق.ظ :: نويسنده : مصطفی امینی



موضوع مطلب : ورزشی / مفهومی

 
درباره وبلاگ
مصطفی امینی

فضا خیلی دل گیر است. به چه کسی باید دل بست؟ یاد گرفتم که به هیچکس اطمینان نکنم... این عکس هایی که می بینید چشم های من هستند. پلک میزنم و هر هفته یک عکس...

RSS Feed